من نویس

نوشتن جایگزین خوبی برای گریه است، آدم را سبک می‌کند.

من نویس

نوشتن جایگزین خوبی برای گریه است، آدم را سبک می‌کند.

این قسمت:

درس بخونیم، صبر کنیم، ستاره بچینیم :)

پیوندهای روزانه

منِ نفرت انگیز ۲

جمعه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۰۶ ب.ظ

تسلیم شدن و تحمل کردن رو که همه بلدن

نکنه میخوای یه آدم عادی باشی مثله بقیه؟

   تسلیم شدن و تحمل کردن را همه بلدند؟ جدی می‌گوئید؟ گمان نکنم. حالا تسلیم شدن هیچ، تحمل کردن را واقعا همه بلد نیستند. خیلی‌ها به جای تحمل کردن فرار می‌کنند یا همه چیز را به‌هم می‌ریزند و فرار می‌کنند. تحمل کردن کار هر کسی نیست. گاهی همه چیز به اینجایت ( اشاره به زیر چانه نگارنده ) رسیده ولی به هر دلیلی آه می‌کشی و تحمل می‌کنی. شک نکنید تحمل کردن کار هرکسی نیست. تحمل کردن آدم را پیر و فرتوت می‌کند.
   آدم عادی بودن چرا بار منفی دارد؟ یعنی آدم‌های غیر عادی، آدم‌های خوبی اند؟ قطعا این جمله درستی نیست. احتمالا اینجا آدم‌های خوب منظور است. اصل این است که همه می‌خواهند آدم خوبی شوند. البته خوب از منظر خودشان. من هم از این قاعده مستثنی نیستم. البته که توی سرم دختر فوق العاده ای هست که دلم می‌خواهد به آن تبدیل شوم. البته کمی مشکل است. واقعا نمی‌شود گذشته را بوسید، لپش را کشید و گفت عزیزِ خاله کنار بشین. گذشته به هرحال بیخ ریش آدم است و روی آدم تاثیر می‌گذرد.
   جنگ اصلی درون من روی همین گذشته است. من از آن آدم‌هایی هستم که بقیه را می‌بخشم ولی خودم را نه. خیلی تلاش کردم. فعلا که نتوانستم خودم را ببخشم. بابت هر اشتباهی که در گذشته داشته ام. بزرگ و کوچک. البته که احمقانه است آدم آینده‌اش را بخاطر گذشته خراب کند...
  • ۹۶/۰۵/۲۷
  • fafa

نظرات  (۶)

هومممم منم همینطورم :(
پاسخ:
چقدر بد:(
چقد جالب من ۱۸۰ درجه فرق دارم :دی 
من هیشکیو نمیبخشم به جز خودم ! 😂😂😂 هاها 

راستی تو این فیلمه میگفت گذشته فقط یه داستانه که برا هم تعریفش میکنیم 
پاسخ:
این داستان روی حال ما تاثیر میذاره و اینه که بده :(
به هرحال امیدوارم کمی معقول تر به این افسوس گذشته بنگرید که خود خسرانی بر خسران است.
و اینکه تحمل کردن را همه بلدند، مخصوصا ترسوها! چیز عجیبی هم نیست، فقط کافیست کمی صبر کنید و از این فراغت جوانی فارق شوید.
آدم غیرعادی هم انست که عادت نکرده به زندگی نه آدم خوب! که چه بسا از منظر معیارهای شما انسان های عادی خوب کم نباشند.
و ضمنا اصولا جنگ اصلی درون ادم است، جنگ اصلی حیوانات است که بیرون وجودشان است.
پاسخ:
بله بله
چون الکترون میگیره دیگه....
:/
پاسخ:
ها؟
فکر کنم پستو اشتباه اومدین :/
منم خودمو خیلی سخت میبخشم ولی چند روز پیش اتفاقی این متن رو خوندم، خوشم اومد. الان که پستتو دیدم رفتم پیداش کردم که اگه دوست داشتی بخونی :)
خودمان را برای تصمیم ها و انتخابهایمان در گذشته مان سرزنش نکنیم. سرزنش، بصیرت را دور میکند و به ما اجازه نمیدهد متوجه شویم، چقدر مدیون گذشته و اشتباهاتمان هستیم. 
ما "اکنونمان" و تجربه های جدیدمان و تصمیم های جدیدمان را مدیون همان گذشته ای هستیم که شاید دوستش نداریم.
دوست داشتنِ درونی از همین نقطه اغاز میشود. اینکه بپذیرم هر انچه بوده ایم و هر تصمیمی که در گذشته گرفته ایم، بخشی از "رشد" ماست. اشتباهات و تجربه های تلخ فرصت "رشد درونی" را فراهم میکند.
باید بخشید. باید خودمان را ببخشیم برای تمام حماقت ها، انتخاب های تلخ و برای تمام بدی هایی که انجام داده ایم. بخشش که آغاز شود، ادامه ی جاده دیده میشود. جاده ای که هنوز مسافرش هستیم و هنوز ادامه دارد.
بار گناه را که بر زمین بگذاریم، قدمهایمان سبکتر میشود. انسان ها تا همیشه ادغامی از انتخاب های تلخ، حماقت های عمیق و شرارت های وجودی هستند.
#پونه_مقیمی


پاسخ:
خیلی ممنون از متن
میدونم همه این چیزهارو ولی عمل بهشون قطعا سخته:(
تحمل کردن سخته .همینطوره ..تحمل کردن ادم رو میسازه و بزرگ میکنه.بزرگ شدن یعنى تبدیل شدن به ادمی که شاید دیگه نسبت خیلى چیز ها خنثى و بى تفاوته و ارزشى براش نداره...
فراموش کردن و بخشیدن گذشته ساده نیست اما گذشت زمان نقش بسزایی تو کمرنگ شدنش داره ..فقط به بسپر به خود خدا .زودتر از اونکه فکر کنى تو با روزهاى حال هماهنگ و اماده روز هاى ایندت میشی.
پاسخ:
متشکرم عمیقا...